خرید بک لینک

[روند]

تو یه ویدیوی یوتیوب اساتیدم و دیدم و قلبم رفت...

در روز جاری سه تا از درسای برنامه رو خوندم و سه تای دیگه‌ش موند. یعنی پنجاه درصد. یه ورِ ذهنم میگه گفتن داره؟

ولی خب اشکالی نداره...می نویسم که بعد پیشرفت خودمو ببینم.

میدونین...اولین روزی که ترکی رو ابتدا کردم حتی با الفباشم آشنا نبودم ولی حالا یه فیلم و بدون زیرنویس میفهمم، داستان های کوتاه و میتونم بخونم و درک کنم، میتونم تقریبا روون در حد رفع نیاز صحبت کنم حتی گاهی بیشتر...

تو کتاب نامه های عاشقانه یک پیامبر، نمی‌دونم جبران اینو میگه یا ماری...میگه که زندگی همیشه بیشتر از اون حدی به ما میبخشه که خودمون رو لایقش میدونیم.

الان چیزی که اعصابمو به هم می‌ریزه زبان انگلیسیه. اینکه هنوز و بعد اینهمه سال به اندازه کافی باهاش آشنا نیستم اذیتم می‌کنه. میتونم شروع کار کنم اینو هم...ولی مدام حس میکنم عقبم‌. حس میکنم هرکاری کنم بازم عقبم.

چند وقت پیشا انگلیسی حرف زدن یه بنده خدای پنجاه ساله...لهجه و لحن و کلمات و ...اینقدر به نظرم دلنشین و قشنگ اومد که کیف کردم براش.

یه وقتا که فکر میکنم عقبم‌ با خودم میگم ولی تو بازم بخون. به چهل سالگی، پنجاه سالگیت فکر کن...تا اون موقع اگه مداومت داشته باشی توی کارت تو بیست سال با مهارتی که تازه در روز جاری ابتدا می‌کنی به یاد گرفتنش زندگی کردی...

آره خلاصه...

امیدوارم روز پیش رو روز قشنگی باشه❤️

هجدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 5:46 توسط Darya

برچسب: نویسنده: نیکی اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:45

صفحه بندی